محمد مهريار
406
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
ايران اينقدر شياع دارد . « 1 » حال كه سخن بدينجا رسيد اين نكته نيز لازم به تذكر است كه در واژههايى مثل ديزج و ديزيچه و ديزين و امثال اينها جزء سومى نيز وجود دارد . جزء سوم واژه در ديزان ( تفت ، قزوين ، كرج ) و ديزآوند ( قوچان ) و باد معادل آباد ( تربت حيدريه ، مشهد و غيره ) به معناى نسبت است و به معناى آبادى . ديزان به ما مىگويد « ان » علامت نسبت و كثرت است . يعنى منسوب به زيستگاه دهستانى و اما جزء سوم در واژهء ديزين ( چاهبهار ، لاهيجان ، اهر و بسيارى نقاط ديگر ) همه نشان اين است كه نامگذاران كهن با پسوند جزء سوم « ان » و « اين » نسبت ايجاد مىكردهاند و اينگونه پسوندهاى « ان » و « اين » هر دو براى تبيين نسبت است و تا امروز نيز در زبان فارسى باقى است ، چنان كه مىگويم سيمين منسوب به سيم ، زرين منسوب به زر و بسيارى ديگر . اما در مورد ديزج كه گفتيم بسيار در اطراف ايران اين نام وجود دارد بىشبهه جزء سوم يعنى « ج » معادل « ك » تصحيف شدهء « ديزك » همان ديزج است و چون « كاف » علامت تصغير است پس ديزج اعم از اينكه با فتح « ز » يا با كسر آن تلفظ شود ( چنان كه بسيارى از تداولات عامه آن را در نقاط مختلف به كسر تلفظ مىكنند ) همه نشان اين است كه « ديزك » مصغر ديزى و « ديز » به صورت ديزج درآمده است . مؤيد اين امر واژههاى ديزو و ديزوك است . ديزو ( شاهرود ، مشكينشهر و غيره ) ، ديزوك ( بيرجند ، زاهدان ) و ديزه و ديزيچه و ديزيجان و ديزيگان باز همه نشان اين است كه اين جزء سوم هم علامت نسبت است ، هم علامت تصغير . ديزو مصغر ديزى است و ديزج معادل « ديزك » همان ديزى كوچك است و ديزيچه اصفهان هم به معنى ديزى كوچك است . تا اين سخن را به پايان نبردهايم اين نكته را هم بگوييم كه در اطراف ايران به صورت ديزه هم اين واژه بسيار ديده مىشود ، چنان كه ديزه ( مرند ، تنكابن ، زنجان و غيره ) و جزء سوم حرف « ه » باز علامت تصغير و گاه به معناى نسبت است . در پايان اضافه كنيم كه به همين صورت و با اين واژهء ديه ديگرى داريم در دهستان حومهء شهرستان نايين كه ديزيگان نام دارد و ديهى است كوچك با 37 نفر جمعيت « 2 » كه اين واژه باز گويندهء همهء آن چيزهاست كه دربارهء ديزى و ديزيچه اصفهان گفتيم .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 270 و 271 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 79 .